


| X Close | ||
تا هست سرزمین من، آسمانی باد و بهاران بی پایانش، بی پایان؛
دودمانتان در آرامش، زندگیهاتان دراز و آینده، روشن تر از امروزتان؛
برای شما مردمان بزرگ، بوی خوش، خواب آرام و زندگی زیبا آرزو می کنم
کوروش کبیر
______________________________________________________________

اتومبیلی که در تصویر مشاهده می کنید یک دوج چلنجر 1970 هستش که توسط گرگ داکاتو (Greg Ducato) مورد تیونینگ و تقویت قرار گرفته. گرگ که از سال 1982 مدیریت یک مجموعه بازسازی سیستم های انتقال قدرت رو به عهده داشته میگه: همیشه به چلنجر علاقه داشتم ولی هیچ وقت تو فکر جمع کردن یکیشون نبودم. تا اینکه پسرش که از حیث علاقه شباهت زیادی به پدرش داره به فکر خریدن یه E-Body (باراکودا و چلنجر) موپار می افته و از پدرش می خواد که یکی براش بخره. اون هم به شرط اینکه یه چیز ترتمیز و دست نخورده با قیمت زیر 5000 دلار باشه موافقت می کنه. البته فکر نمیکرده که پسرش بتونه همچین چیزی پیدا کنه ولی یه روز به خودش میاد و میبینه یه چلنجر 1970 شش سیلندر 3 دنده دستی با پلاک کلرادو رو داره به سمت خونه اش بکسل می کنه!

عده ی زیادی تا اسم کلرادو میاد یاد یه منطقه ی با برف و بوران زیاد می افتن و بالطبع انتظار دارن بدنه ماشینای قدیمی اون منطقه همیشه زنگ زده و پوسیده باشن. خوشبختانه چلنجر مورد بحث از این قاعده مستثناست چرا که قسمت زیادی از عمرش رو در یه جای خشک از ایالت سپری کرده بوده و هیچ گونه اثر پوسیدگی و آب خوردگی در اتاق مشاهده نمی شد. به جز یه زنگ زدگی جزئی بین چراغهای عقب. نقشه اولیه این بود که کارها رو ساده نگه دارن. ولی مثل خیلی از پروژه ها، همه چیز در پایان تغییر کرد.

هدف اولیه این بوده که ماشین با کمترین هزینه ی ممکن راه بیافته و بعد از اون برن سراغ کارهای دیگه. پسر گرگ ماشین رو به گاراژ می بره و شروع می کنه به لخت کردن اتاق و گرگ هم از کسی که مشغول تبدیل چلنجرش به نمونه مشابه HEMI بوده، یه انجین 340 موپار و یه گیربکس 4 سرعته دستی می خره. گرگ می خواسته موتور گیربکس رو راه بندازه و با یه رنگ ساده کارو تموم کنه ولی ماشین تا چند سالی تو مغازه های صافکاری نقاشی گیر می کنه! ماشین به مدت 6 ماه تو گاراژ اولی می خوابه و هیچ کاری روش صورت نمی گیره. تو گاراژ بعدی، بدنه سندبلاست میشه و باز هم 8 ماه به خواب میره. گرگ هم خسته میشه و برای مدتی سراغ پروژه های دیگه میره ولی بعد از گذشت دو سال و تلف کردن چند هزار دلار سراغ ماشین میره و اونو به گاراژ South Coast Rides در روزنبرگ تگزاس می بره. جایی که فقط کارهای تاپ و درجه یک انجام میشه. گرگ با خودش فکر می کنه که اگه قراره کلی پول خرج کنه پس چه بهتر که یه کار اساسی و توپ انجام بده به خاطر همین ماهیت کلی پروژه عوض میشه و دوج چلنجر مورد بحث تبدیل به چیزی میشه که در تصاویر مشاهده می کنین.

کار بر روی ماشین شروع میشه و گرگ برای اطمینان هرچه بیشتر از استحکام اتاق تمامی اتصالات و درزهای شاسی رو جوشکاری می کنه. رام عرضی و قطعه ی K Member جلوبندی به وسیله ی یک صفحه تقویتی مورد استفاده در مدلهای HEMI تقویت میشه.از یک نوع بست تقویتی ویژه هم بین قسمت داخلی گلگیرها و فایروال، داخل حفره ی قرارگیری چرخ عقب، فضای صندلی عقب و محل نصب رادیاتور استفاده میشه. هدف گرگ این بوده که ماشین کاملا خشک و مستحکم باشه و احساس یه ماشین فول شاسی رو ایجاد کنه.

قدم بعدی در راه تکمیل سیستم تعلیق، استفاده از کیت ساسپنشن RideTech هستش که شامل بازوهای کنترلی لوله ای، فنرهای بادی و کمک فنرهای قابل تنظیم هستش که باعث کاهش بادی رول میشن. در قسمت عقب هم از سیستم تعلیق قابل تنظیم با اتصال چهارنقطه ای استفاده شده که اکسل 83.4 اینچی ساخت کرایسلر رو به گردش در میاره. یک ست رینگهای 18 اینچی BOZE با روکشی از تایرهای میشلن در نظر گرفته شده و دیسکهای ترمز Baer در 4 چرخ تقریبا هر جنبنده ای در روی زمین رو متوقف می کنه! سیستم تعلیق چهار نقطه ای RideTech در عقب عملکرد فوق العاده ای نسبت به مدل فابریک داره و چسبندگی خرچنگ وار ماشین به زمین گرگ رو شگفت زده کرده. البته اون هنوز داره حالتهای تنظیم مختلف رو امتحان می کنه تا بهترین ست آپ رو به دست بیاره.

می رسیم به بخش موتوری. جایی که هیولای بلوک کوچک 340 با Bore و Stroke خوردن حجمش به 416 اینچ مکعب رسیده. این موتور توسط گاراژ Hughes Engines در ایلینویز جمع شده. میل لنگ 4 اینچی High Performance ساخت موپار، شاتونهای ساخت Scat، پیستونهای فورج کاری شده ی Keith Black با ضریب تراکم 9.3 به 1، سرسیلندرهای RPM ساخت ادل بروک، منیفولد ورودی Victor و در نهایت کاربراتور هالی با دبی 830 CFM ساخت Sean Murphy Induction جزو لوازمی هستن که استفاده شده. تایپیت هیدرولیکی 242/246 با خیز 0.05 اینچ برای حرکت دادن سوپاپ ها نصب شده و گازهای خروجی هم راهشون از هدرز High Performance لوله بلند TTI میگذره و به اگزوز 2.5 اینچی دوبل DynoMax ختم میشه. در تست داینو، قدرت موتور به 555 اسب بخار و گشتاور اون به رقم فوق العاده ی 552 پاوندفوت رسیده. شاید استفاده از تایپیت تخت به جای تایپیت غلطکی کمی اشتباه به نظر میاد و شاید باعث از دست دادن چند اسب بخار بشه ولی تایپیت های سبکتر تخت باعث دور گرفتن بهتر و سریعتر موتور میشه. نتیجه هم عالی بوده؛ ماشین به راحتی دور میگیره و گشتاور بالاش جای هیچ حرفی رو نمیذاره گرگ طی مسیر 400 متر رو در حدود 11 ثانیه تخمین میزنه.


در بحث انتقال قدرت گرگ سعی داشته از یه چیز متعارف مثه گیربکسهای 4L60E GM استفاده کنه. اون میگه جعبه دنده های حرفه ای و اوردرایو دار موپار بیش از حد بزرگ بودن و برای نصب نیازمند یه سری تغییرات تو کف اتاق بودن. از طرف دیگه 4L60E یه گیربکس کوچکتر، سبک تر و با ضریب دنده های بهتر هستش به علاوه با وجود سیستم Compushift trans controller (سیستم کنترل الکترونیکی تعویض دنده) به راحتی میشه زمانهای تعویض دنده رو تغییر داد. نصب گیربکس هم به راحتی انجام شده و تنها نیازمند یک صفحه آداپتور برای هوزینگ گیربکس، فلکس پلیت (قطعه ای که به جای فلایویل در گیربکسهای اتومات میشینه) و رام عرضی بوده.

هزینه ی نهایی این پروژه هم 60000 دلار بوده و در نهایت چلنجری که در تصاویر می بینید متولد شده.


خیلی دوست دارم داداشی !
سال نو مبارک !!!